تبليغاتX
این آیات پند نامه ایست - نردبان سوم...!

بین این دو هدایت فرق های است: یکی اینست که هدایت فطری عمومی است و به همه می رسد، احدی از انسان ها نیست که از این عمومیت مستثناء باشد، برای اینکه هدایت فطری لازمۀ خلقت بشر است، و در همه افراد در آغاز خلقتشان با تسویه موجود است، چیزی که هست بسا می شود به خاطر عواملی ضعیف، و در نهایت بی اثر می گردد، و آن عوامل اموریست که نمی گذارد انسان متوجه شود به اینکه عقلش و فطرتش او را بچه می خواند و یا  اگر چنین شواغل و موانعی در کار نیست، و دعوت عقیل و فطرتش را خوب میفهمد، و لکن ملکات زشتی که (در اثر تکرار گناه) در دلش رسوخ یافته نمی گذارد دعوت فطرت را اجابت کند.

و اما هدایت زبانی که دعوت دینی متضمن آنست، چیزی نست که خداوند تبارک و تعالی از کسی دریغ بدارد، این هدایت باید به جامعه برسد و در معرض و دسترس عقل ها قرار گیرد، تا هر کس که حق را بر باطل مقدم می دارد دسترسی به آن هدایت داشته باشد؛ و اما اینکه این هدایت به تک تک افراد جامعه برسد، ای بسا فراهم نشود، چون بسا می شود علل و اسبابیکه وسیلۀ ابلاغ این هدایت به تک تک افراد است، در پاره ای جوامع و یا پاره ای زمانها و یا پاره ای اشخاص مساعدت نکند، چون معمولا هیچ انسانی چیزی را بی واسطه یا با واسطه از تمامی افراد بشر نمی خواهد، و اگر بخواهد نمی تواند خواستۀ خود را به تمام افراد بشر برساند.

یکی از ادله ای که دلالت می کند بر اینکه دعوت الهیه که همان هدایت به سبیل است حق و واجب الاتباع بر انسان است اینستکه فطرت انسان بدان حکم می کند و خلقتش مجهز به جهازی است که آن جهاز نیز آدمی را به سوی آن سبیل که همان اعتقاد به حق و عمل صالح است دعوت می کند.

الهی و ربّی من لی غیرُک...

کمکمون کن که هیچ کس رو جز تو نداریم.

خداوند ناصرتون باشه هر چی خسته تر باشین او نزدیک تره    

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 19:24  توسط Fatemeh  |