تبليغاتX
این آیات پند نامه ایست - قدم اول...
" هل أتی علی الإنسان حین من الدّهر لم یکن شیئا مذکورا"  

با اینکه بیشترین بحث های این سوره پیرامون قیامت و نعمت های بهشتی است، ولی در آغاز آن سخن از آفرینش انسان است چرا که توجه به این آفرینش زمینه ساز توجه به قیامت و رستاخیز است.

می فرماید:"آیا چنین نیست که زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیزی درخور ذکر نبود؟"

بنابراین می توان نتیجه گرفت ذرات وجود او هر کدام در گوشه ای پراکنده بود، در میان خاکها، در لابه لای قطرات آب دریاها، در هوایی که در جو زمین وجود دارد٬...

مواد اصلی وجود او هر کدام در گوشه ی یکی از سه محیط پهناور افتاده بود، و او در میان آنها در حقیقت گم شده، و هیچ قابل ذکر نبود.

در تفسیر جمله ی "لم یکن شیئا مذکورا" : " چیزی قابل ذکر نبود". نیز نظرات دیگری اظهار شده است، از جمله اینکه: انسان  به هنگامی که در عالم نطفه و جنین بود موجود قابل ذکری نبود، ولی بعد که مراحل تکامل را پیمود ب موجودی قابل ذکر تبدیل شد.

 در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده است: "انسان در علم خدامذکور بود، هر چند در عالم خلقمذکور نبود."

در بعضی از تفاسیر نیز آمده که منظور از "انسان" در اینجا علماء و دانشمندان است که قبل از فراگرفتن علمقابل ذکر نبودند، اما بعد از رسیدن به نظام علم در میان همه ی مردم، در حیات و بعد از موتشان، همه جا ذکر آنها است.

بعضی نقل کرده اند که "عمر بن خطاب" این آیه را از کسی شنید گفت ای کاش آدم همچنان غیر مذکور باقی مانده بود، و از مادر زاده نمی شئ، و فرزندانش مبتلا نمی شدند!

پروردگارا! تو راه را نشان دادی، ما نیز تصمیم به پیمودن این راه داریم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/13ساعت 16:9  توسط Fatemeh  |